Archive for the ‘دیدگاه’ Category

سپید را سیاه می نویسم!

جمعه, بهمن ۱م, ۱۳۸۹

وزن نمی دانم!
قافیه نمی فهمم!
با قلم
گودرز و شقایق – این دو دلداده – را به وصال هم می رسانم*
می نویسم ، هنرمندانه که هیچ ،شاعرانه هم نه!
چراغ آویزان از سقف کافه نادری ، فکرم را روشن کرده!
سیگاری می گیرانم
آن سوتر روی دیوار، سمت نگاه صادق
هدایتم می کند !
سر میز شام ، صدای احمد
شعر تازه ای از اوکتاویو پاز را لو می دهد!
یادم باشد- قرارمان ظهیرالدوله-
“شباهنگام است ، با خودت چراغ بیاور!”

[]

ممنونم آقای یوشیج
که هنرمند جلوه می کنم!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*: مودبانه ی همان مثل معروف بی ربطی چیزی به چیز دیگر!

ملت تو ما شدیم ،کوروش والا!

چهارشنبه, دی ۱۵م, ۱۳۸۹

“جگرکی زرتشت”، “ فست فود سوشیانت” ،”املاک هخامنش”،” لمکده ی سنتی اهورا”(۱). این ها نمونه ی عینی علاقه ی مردم هم روزگارمان به “آئین زرتشت” و “ سلسله ی هخامنشیان ” است! به اینها اضافه کنید انواع و اقسام گردن آویز و سگک کمربند و دیگر اقلام را که مزین به شمایل“ فروهر”(۲) شده اند . علاقه ای که اگر تا چند سال پیش مختص به قشر خاصی از افراد جامعه بود ولی به لطف حضور انواع و اقسام شبکه های ماهواره ای فارسی زبان ،در بین عامه ی مردم هم رواج پیدا کرده تا آنجا که وقتی در یک برنامه ی خانوادگی رادیو از شنوندگان درباره ی مقطع تاریخی محبوبشان سوال می شود حدود ۸۵ در صد مخاطبان ، به سلسله ی هخامنشیان ابراز علاقه می کنند.
در این مطلب قصد پرداختن به بد و خوب این دو مقوله را ندارم حرفم سر موجیست که متاسفانه باز هم با سطحی نگری به راه افتاده.
عظمت و شکوه ایران در آن دوران _آنگونه که در تاریخ آمده( همان تاریخی که همیشه توسط قوم پیروز نوشته می شود)_ بهانه ی خوبی است که هر ایرانی وطن دوست به داشتن چنین گذشته ای افتخار کند که گفته اند: “ حب الوطن من الایمان”.
اما در پس پرده ی این علاقمندی دو نکته ی اصلی خودنمایی می کند :
۱) دغدغه ی استفاده از کلمات “ در اصطلاح” فارسی .
۲ ) اشاره به این موضوع که ایرانی ها قبل از اسلام صاحب دین وآئین مخصوص به خود بوده اند .
-نکته ی اول و زدودن واژه های بیگانه از زبان مادری کار بسیار پسندیده ایست ، اما نمی شود با این مسئله به صورت گزینشی برخورد کرد. بیگانه بیگانه است ، چه عربی، چه انگلیسی و فرانسوی! اگر قرار است نگران از بین رفتن زبان فارسی باشیم تنها داشتن بغض نسبت به کلمات “عربی” کافی نیست ، بایستی همانگونه که اصرار بر استفاده از درود به جای سلام و بدرود به جای خداحافظ و مواردی از این دست را داریم ، فکری به حال اُکِی ها و مرسی ها و بای هایمان هم بکنیم. هر چند که اگر قرار به مقایسه باشد استفاده از کلمات عربی توجیه پذیر تر است زیرا این زبان ،زبان دین ماست (با فرض اینکه مسلمان باشیم ،هرچند مسلمانی موروثی!)همانگونه که حافظ هم سروده:
اگر چه عرض هنر پیش یار بی‌ادبیست / زبان خموش ولیکن دهان پر از عربیست (۳)
- نکته ی دوم و مهم تر نوعی ابراز علاقه به آئین زرتشت است که گهگاه رنگ و بوی اسلام گریزی دارد! اغلب این افراد “ پندار نیک و گفتار نیک و رفتار نیک “ را لغلغه ی زبان کرده اند و با همین یک جمله قصد تبلیغ این آئین را دارند.برای روشن شدن این مسئله خاطره ای را نقل می کنم : یک رفیقی داشتیم در دانشگاه که الان ساکن دبی است ، اواخر که هنوز ایران بود یکی از دوستان مشترکمان با آب و تاب خبر داد که فلانی مسیحی شده و چنین و چنان. خب که چه؟! مگر این آقا ” عمود الاسلام“ و “ثقه الاسلام”یا “سیف الاسلام” یا یک چیزدیگر اسلام بود که حالا دیگر نیست؟! مگر نماز می خواند که حالا که تصمیم گرفته مسلمان نباشد از فردا دیگر برای اذان صبح از خواب بیدار نمی شود؟ این آدم همان آدم دیروز است با این فرق که یک صلیب از گردنش آویزان کرده ،فقط همین!
حالا حکایت این مبلغان زرتشت هم همین است ، با همین یک جمله قصد زدن پنبه ی اسلام را دارند. با این کلی گویی ها می خواهند احکام جزئی اسلام را زیر سوال ببرند! یکی نیست بگوید کردار و گفتار و پندارنیک یعنی این که دروغ نگو، غیبت نکن ، مال مردم نخور، ناسزا نگو و قس علی هذا(۴)و به قول حکیم توس :” … تو داد و دهش کن، فریدون تویی” ، شما همین سلسله کلمات نیکی را که می گویید عمل کنید زرتشتی که هیچ خود را بی دین بنامید!
در خاتمه ازکلیه “اهورا”ها و “ سوشیانت” های دنیای مجازی هم دعوت می گردد که نظرشان را در مورد این مطلب بیان کنند!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*: بخشی از شعر یکی از ترانه های محسن نامجو
(۱): خداییش این ترکیب خودش یک جوک آماده است!
(۲): در چند سال اخیر بعضی از مردم تلفظ صحیح این نام را یاد گرفته اند منتها در سطحی بودن این یادگیری همین بس که هنوز فامیل آن خانم خواننده را “فُروهر”می گویند.
(۳) : از” الا یا ایها الساقی” اول دیوان خواجه تا اشعار سعدی و مولانا و … شاهدی بر این مدعاست.
(۴): نگارنده در اینجا با شیطنت از چند واژه ی عربی استفاده کرده!

سرفراز آن که به توفان شما خم شده است*

دوشنبه, آذر ۲۲م, ۱۳۸۹

نیت کرده بودم که از آلبوم «مولای عشق» علیرضا عصار بنویسم و « ماه نی» امیرحسین مدرس و باقی قطعات موسیقایی که در مورد عاشورا تولید شده ، ولی هم تنبلی و هم یک سوال کلیدی مانع تحقق نیتم شد و آن اینکه : با این که بارها و بارها خوانده ایم « اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ » آیا واقعاً همینطوری هستیم ؟آیا واقعاً با معاندین حسین(ع) در جنگ و با یارانش در موافقتیم؟!
*: مصرعی از محمدعلی بهمنی