۳۱م , اردیبهشت ۱۳۹۰
ما آدم ها حتی اگر “نوستالژی باز” قهاری هم نباشیم حداقل گهگاهی فیلمان یاد هندوستان ایام ماضیه می کند! از نگاه حسرت خوارانه به فلان غذا یا فلان برنامه ی تلویزیونی گرفته تا موارد جدی تر .
نکته ی جالب اینجاست که در اکثر موارد در شرایطی افسوس گذشته را می خوریم که همان موقعیت در زمان خودش چندان خوشایندمان نبوده! یعنی نگاه ما نسبت به آن، با گذر ایام متفاوت شده.به عنوان مثال زمانی که بچه تر بودم وقتی پای تلویزیون می نشستیم بزرگترها از برنامه ها و کارتون هایی تعریف می کردند که قبلاً پخش می شده و با گفتن جملاتی شبیه “اینا دیگه چیه نشون می دن!” سوپرمن و شزن و مرد شش میلیون دلاری را در مقابل پسرشجاع و سندباد و سریال آینه قرار می دادند و من در عالم بچگی تصور نمی کردم که روزی همراه با همان بزرگترها در جلوی تلویزیون هایی که از فرط بزرگی به پرده ی سینما شبیهند بنشینیم و افسوس همان سندباد و پسرشجاع تلویزیون های چهارده اینچ سیاه و سفید را بخوریم! اگر شما هم ذهنتان را بگردید موارد جدی تری هم پیدا می کنید.
در نگاه اول ،همان اصل ” همیشه موقعیت بدتری هم وجود داره!” می تواند توجیه مناسبی باشد، ولی نگارنده معتقد است بد و بدتر در این میان چندان تعیین کننده نیستند ( به عنوان نمونه در مثال فوق مگر دیدن تصاویر در تلویزیون ۴۲ اینچی در مقابل تماشای تلویزیون چهارده اینچ سیاه و سفید موقعیت بهتری نیست؟! ) بلکه نوعی تعصب به گذشته در این قضیه نهفته است. انگار ما به هرآنچه که در گذشته اتفاق افتاده با این فرض که ذاتاً خاطره ی بدی نباشدتعلق خاطر داریم .
با این اوصاف با در نظر گرفتن این نکته که هر قاعده ای استثنائاتی هم دارد، می توان گفت «در بسیاری از موارد شرایط نه چندان مطلوب یک نسل به نوستالژی نسل بعدی ( و چه بسا همان نسل) تبدیل می شود!»
در راستای همین خاطره بازی مورد اشاره اینجا را هم ببینید و بهروان را دعا کنید!
دیدگاه جعفر بهروان راد| ۱۱ »
۱۰م , فروردین ۱۳۹۰

از همان زمان که خبر ساخته شدن اخراجی ها ۳ اعلام شد ، جریانی در فضای مجازی به راه افتاد که مخاطبان را ابتدا به ندیدن این فیلم در سینما و بعد به کپی کردن آن تشویق می کرد تا به این نحو از فروش بالای آن جلوگیری شود.یک اقدام غیر سینمایی در برخورد با یک فیلم سینمایی، مساله ای که سالیان متمادی گریبانگیر سینمای ما و تفکرات حاکم بر آن بوده و همواره مورد انتقاد .
ماجرا ادامه پیدا کرد تا بعد از جشنواره ی فجر که نام اخراجی ها ۳ در کنار جدایی نادر از سیمین به عنوان اصلی ترین گزینه های اکران نوروز ۹۰ مطرح شد و پروژه ی تقابل اخراجی ها۳ با فیلم بسیار تحسین شده ی اصغر فرهادی ،البته باز هم نه به دلایل سینمایی کلید خورد.از طرف دیگر، هواداران خط فکری سازنده ی اخراجی ها ۳ هم وارد بازی شدند و مخاطبین خود را به دیدن این فیلم تشویق کردند و قضیه تا جایی پیش رفت که طرفداران دو طیف، ماجرا را به مثابه نبرد حق علیه باطل جدی گرفتند! و این در حالی است که اگر اخراجی ها۳ را بتوان به واسطه ی وجود نشانه هایی ،یک فیلم با تم سیاسی دانست وآن را مصادره به مطلوب کرد ، جدایی نادر از سیمین به هیچ وجه چنین مختصاتی را ندارد و معلوم نیست که چرا این دو فیلم از طرف مخاطبین حکم خودی و غیر خودی را پیدا کردند؟!

فیلم ها اکران شدند و خبرها حکایت از فروش بیشتر اخراجی ها ۳ داشت و داد کلید زنندگان بازی سخیف مورد اشاره در آمد و شعور مردم اولین نقطه ای بود که مورد هجمه قرار گرفت!
همان مردمی که اکثریت شان نه مشتری دنیای مجازی و وبلاگ ها و سایت ها هستند و نه پیگیر جدی اخبار سینمایی و نه حتی یک فیلم بین حرفه ای که « خرس برلین» و «خرس مهربون» برایشان تفاوتی داشته باشد! آن جماعتی که قاطبه ی ملت ایران و از اقشار مختلف هستند و سینما برایشان تفریحی است که همراه با خانواده ساعتی را خوش می گذرانند و نداشتن میزانسن ودکوپاژ و لق بودن فیلمنامه و فلان و فلان مانعشان نمی شود تا قید دیدن اکبر عبدی و امین حیایی و خاطره ی خنده هایشان پای اخراجی های ۱و۲را بزنند. همان هایی که ۲ سال پیش اخراجی ها ۲ را به پرفروش ترین فیلم تاریخ سینمای ایران تبدیل کردند!
حتی اگر عده ای فقط به قصد رفتن به سینما هم از خانه بیرون آمده باشند بین پرده ی فیلم “جدایی…” و پیمان معادی و لیلا حاتمی نه چندان بزک شده و تصویر امین حیایی و اکبر عبدی و حسام نواب صفوی و …بر روی پوستر وپرده ی اخراجی ها ۳ ناخودآگاه دومی را ترجیح می دهند.
اصولاً به راه انداختن این بازی از ابتدا کار بی ارزشی بود، اگر قصد متولیان ماجرا گرفتن نتیجه ی کم فروش بودن اخراجی ها ۳ و نداشتن مخاطب این جریان فکری بود آیا نتیجه ی حاصل آمده مؤید عکس این قضیه ست؟! آیا با محک هایی از این دست می توان درستی و یا نادرستی فرضیه ای را اثبات کرد؟
نتیجه ی این قبیل دعوا ها هر چه که باشد، باز هم سینما معیارهای خاص خودش را دارد. کیفیت فیلمنامه و کارگردانی و باقی عوامل از این دست ، مواردی هستند که فیلم خوب را از بد تفکیک می کنند.
در پایان لازم به توضیح است که نگارنده از همان زمان اکران اخراجی های ۱ از هواداران این سری فیلم ها نبوده و ایرادات زیادی را به آن وارد می داند و همچنین در بین فیلم های اکران شده دراین سال ها فیلمی را ندیده که یکی از شخصیت هایش دغدغه ی نخوردن قسم دروغ را داشته باشد که این را هم باید به دیگر محاسن « جدایی نادر از سیمین» اضافه کرد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در این باره :
ویدئوی کامل بحث امیر قادری و امیر پوریا بر سر اخراجیها ۳ در تلویزیون «بی بی سی»
یک اقدام تاسف آور/انتشار نسخه پرده ای اخراجی ها در برخی سایت ها
پاسخ سایت الف به نوشته رضا رشیدپور در فیسبوک علیه «اخراجیها۳»
توضیح : به دلیل مورد حمله قرار گرفتن این صفحه توسط اسپم ها(!) دیدگاه های شما پس از تایید به نمایش در خواهد آمد.
دیدگاه جعفر بهروان راد| ۱۱ »
۲۹م , اسفند ۱۳۸۹
یه شب واسه یه کاری تو کیش بودم ، با خبر شدم مصلح الدین هم اونجاست، پیداش کردم و خبرش کردم که دور هم باشیم.شامو که زدیم نشستم واسه ش از بیزینسم گفتم ،از انباز ترکستان گفتم و بضاعت هندوستان ،طفلی وقتی از برنامه هام با خبر شد فکش افتاده بود ، کار دیگه ای که بلد نیست ، نشست به شعر خوندن که:” خاک تو چشم دوست دنیا “ و از این حرفا!!!
_______________________
سال نو تون مبارک!
قطعه ی «بهار بهار» با شعری از “محمدعلی بهمنی” و صدای مرحوم ” ناصر عبداللهی”
دستهبندی نشده جعفر بهروان راد| ۵ »