هلا غریب خراسان…

۱۶م , مهر ۱۳۹۰

بیت پائین پوستر از حسین ابراهیمی :
دل اگر بگذرد از پنجره ی فولادش
قاب قوسین می آید به مبارکبادش

« غرال » با شعر زیبای استاد محمد علی معلم دامغانی و صدای دکتر محمد اصفهانی

قتل در سطر دهم

۱۱م , تیر ۱۳۹۰

خودش هم نمی دانست که حالا با یک قهرمان مرده چطور باید داستان را به پایان برساند. ولی تقصیری نداشت ، نمی توانست ابراز علاقه ی شخصیت اول داستانش به دختر آدم بده ی قصه را تحمل کند. رقیب عشقی چیزی نیست که تحمل کردنش ساده باشد. پس با یک تصادف ساختگی درست در وسط سطر دهم از صفحه ی پنجاه و نهم ،کلک رقیب را کند!

آخرین خوان خان

۲م , خرداد ۱۳۹۰

نوجوانی که از بین جمعیت خودش را کنار فنس های استادیوم تختی مشهد رسانده بود تا به نیمکت استقلال نزدیک تر باشد و فریاد زده بود:« ماشالا ناصر خان!» ( و ماشاالله را لاتی گفته بود) امروز بعد از ۱۳- ۱۴ سال با شنیدن خبر در گذشت ناصر خان از رادیو ، دلش گرفت و اگر ماجرا برای خودش عجیب نبود به بغض هم امان می داد تا بترکد! آخر توقع داشت که ناصرخان هم مثل آرتیست فیلم ها ، که در خوش تیپی از خیلی هایشان سر بود ، بیماری را دست به سر کند و دوباره بشود همانی که بود: خان فوتبال ایران!