« هلا غریب خراسان… آخرین خوان خان »

قتل در سطر دهم

خودش هم نمی دانست که حالا با یک قهرمان مرده چطور باید داستان را به پایان برساند. ولی تقصیری نداشت ، نمی توانست ابراز علاقه ی شخصیت اول داستانش به دختر آدم بده ی قصه را تحمل کند. رقیب عشقی چیزی نیست که تحمل کردنش ساده باشد. پس با یک تصادف ساختگی درست در وسط سطر دهم از صفحه ی پنجاه و نهم ،کلک رقیب را کند!

۱۷ نظر براي “قتل در سطر دهم”

  1. ن گ ا ر ش گفته:

    سلام!
    خیلی خوب بوووود!
    :)

  2. شبلی گفته:

    کاش میدونست که عشق تنها یک بخش از زندگیه نه همش؛ عمومآ همه خیلی دیر این واقعیت رو می فهمن…
    ریش و قیچی که دست خود آدم باشه همین میشه دیگه! حالا نیان به جرم قتل عمد بگیرنش ببرن حبس؟!

    کوتاه پر و پیمونی بود بهروان؛ آفرین.

  3. شبلی گفته:

    «با آواز» یا چی؟ بعدشم، با آواز کی؟!

  4. T.J گفته:

    اتفاقا تو این سطر دهم صفحه پنجاه و نهم یک نفر هم به دنیا اومد
    [سرخوش]

  5. رویا گفته:

    سلام استاد .خوبین؟
    ای بابا … دیگه نویسنده ندیده بودیم وسط داستان جوگیربشه که اینجا دیدیم.:))

  6. رویا گفته:

    با اجازه ی استاد خطاب به همسر گرامیشان:
    سلام عزیز دلم. خوبی؟
    ما که دلمون برای شما و استاد تنگ میشه . جاتون خالیه . حتما مشغول درس هستی … نامرده هرکی فکر کنه شما بی معرفتی ..شما خانومی!!

    و اینکه خواهش می کنم به اون آقای همشهریتون سلام مارو برسونین.
    اگه ایشون مارو دعوت کنن ما هم میایم خدمتشون و به شما هم سرمی زنیم.

  7. رویا گفته:

    ممنونم بانو که به یاد مایی .ازبخت خوش منه که دوستم در شهر امام رضا است و به یادم!

  8. T.J گفته:

    امروز به نام روز قلــــــــــــــــم نام داره(۱۴ تیر). با اینکه ثانیه های آخره امروزه، ولی اونو به صاحب قلم این وبلاگ تبریک میگم!

  9. T.J گفته:

    لطف داری رویا جان!
    چشم. به یادت هستم حتما:)

  10. T.J گفته:

    شبلی جان می خواستم بهتون تبریک بگم رو وبلاگتون، همش پیغام می داد : سرویس در دسترس نیست!
    گفتم اینجا که جا فراوونه! تبریکمو اینجا می ذارم براتون[سرخوش]

  11. T.J گفته:

    **********************************************************************
    @};- @};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-@};-
    تبریـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــک

  12. شبلی گفته:

    ممنون از محبتت T.J جانم؛ من هم روز قلم رو(هرچند با تآخیر) به بهروان عزیز تبریک میگم.
    «نون والقلم و به ما یسطرون»

  13. رضا قلی پور گفته:

    بهروان عزیز
    به نظرم درست ترین کار ممکنو کرد ، اصولا و صدالبته بی شک و بلادرنگ باید در اولین فرصت مغتنم دخل رقیب عشقی را آورد …….صفحه و سطرش هر چی پیشتر ، خیال راحت تر و نفس چاق تر .;)

  14. شهرزاد گفته:

    سلام
    خوبه حالا ۵۰ صفحه طاقت آورده و تحمل کرده:)

  15. شمیم گفته:

    داستان با قهرمان مرده………………………..بدم نیست حالا که مرد اسطوره هم نشه الکی الکی!:-?راستی طرح صفحه اصلی خیلی خوب شده.

  16. سید محمد حسین میرباقری گفته:

    سلام جناب بهروان . مثل همیشه عالی است .

    بی تعارف میگم واقعا لذت بردم از خوندنش …

    قوت قلمتو ستایش می کنم جعفر آقای عزیز … برقرار باشی همیشه …

  17. انسیه حیدری گفته:

    سلام
    امسال هم نمایشگاه اسما الحسنی شرکت کرده بودید؟
    اگر شرکت کرده بودید آثارتون رو بذارید ما هم ببینیم