آخرین خوان خان
نوجوانی که از بین جمعیت خودش را کنار فنس های استادیوم تختی مشهد رسانده بود تا به نیمکت استقلال نزدیک تر باشد و فریاد زده بود:« ماشالا ناصر خان!» ( و ماشاالله را لاتی گفته بود) امروز بعد از ۱۳- ۱۴ سال با شنیدن خبر در گذشت ناصر خان از رادیو ، دلش گرفت و اگر ماجرا برای خودش عجیب نبود به بغض هم امان می داد تا بترکد! آخر توقع داشت که ناصرخان هم مثل آرتیست فیلم ها ، که در خوش تیپی از خیلی هایشان سر بود ، بیماری را دست به سر کند و دوباره بشود همانی که بود: خان فوتبال ایران!

خرداد ۳م, ۱۳۹۰ در ۱۲:۱۷ ق.ظ
رخت عزا بر تن فوتبال ایران…
خاطره اش ماندگار خان خوان های زمین چمن…
خرداد ۳م, ۱۳۹۰ در ۷:۴۲ ق.ظ
روحش بهشتی… خدایش بیامرزد!
خرداد ۳م, ۱۳۹۰ در ۲:۰۱ ب.ظ
روحشون شاد

خدا رحمتشون کنه
خرداد ۳م, ۱۳۹۰ در ۷:۱۷ ب.ظ
بهروان عزیز
حقیقتا از شنیدن این خبر خیلی سوختم….روحش شاد .
خرداد ۵م, ۱۳۹۰ در ۱۱:۱۹ ب.ظ
روحش شاد……………………………………………………….
خرداد ۷م, ۱۳۹۰ در ۱۰:۴۷ ق.ظ
دیروز جمعه که بهشت زهرا بودم خونه جدید ناصر حجازی هم رفتم و جالب اینکه لازم نبود خیلی بگردم چون سرمو پایین انداختم و رفتم دنبال یه گروه پسر بچه های ۱۴-۱۵ ساله که لباس ورزشی تنشون بود و بعضی یه توپ فوتبال رو مثل کره ای گرانبها توی بغل گرفته بودند………………………………………………………………………….. وقتی رسیدم یه کوه از گلهای

برای او
رنگارنگ ناصر خان خوش تیپ رو بغل گرفته بودند و زیبا بود خیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی!
خرداد ۷م, ۱۳۹۰ در ۱۱:۰۷ ق.ظ
روحش شاد …
سلام جعفر آقا …
خرداد ۹م, ۱۳۹۰ در ۹:۱۴ ب.ظ
روانش قرین رحمت باد …
عقاب آسیا چه غمناک پر کشید …
خرداد ۲۵م, ۱۳۹۰ در ۱۱:۱۷ ق.ظ
سلام استاد.خوبین؟ همسرتون خوبن؟ روزتون مبارک!
خرداد ۲۷م, ۱۳۹۰ در ۱۲:۲۱ ب.ظ
سلام
رویا جان اینجا که مدتیه که کسی جواب نمیده!!! من خودم جواب میدم:
خوبم ممنون. عید دیروز هم مبارکتون!
خرداد ۳۱م, ۱۳۹۰ در ۴:۴۱ ب.ظ
سلام جعفر آقای عزیز .
تا چشم خانومت به رفیقای مجردی که میخوان شماره تو بگیرن و با هم تشریف ببریم صفاسیتی نیفتاده بی زحمت شماره تلفن جدیدتو بهم بده . ممنون . ۰۹۱۲۸۰۴۹۹۲۴
منتظرم قربان .
تیر ۲م, ۱۳۹۰ در ۱۲:۲۶ ق.ظ
ایییییییییییینجا کسی نیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــست؟؟؟؟؟؟ الووووووووووووووو!!!
تیر ۵م, ۱۳۹۰ در ۱۱:۳۲ ق.ظ
نه شمیم جان کسی نیست! فقط هفته ای یه بار میان یه آب به گلدونا میدن و میرن
تیر ۷م, ۱۳۹۰ در ۶:۲۲ ب.ظ
دست روزگار نه تنها اضافه تشبیهی نیست بلکه واقعیت هم دارد
تیر ۷م, ۱۳۹۰ در ۶:۲۲ ب.ظ
دست روزگار نه تنها اضافه تشبیهی نیست بلکه واقعیت هم دارد
تیر ۷م, ۱۳۹۰ در ۶:۲۲ ب.ظ
دست روزگار نه تنها اضافه تشبیهی نیست بلکه واقعیت هم دارد
تیر ۹م, ۱۳۹۰ در ۴:۰۵ ب.ظ
بابا ! در خونتونو عوض کردید نکنه کلیدش رو گم کردید که نمیایین آره؟؟؟؟
تیر ۱۰م, ۱۳۹۰ در ۳:۰۳ ب.ظ
عیدتون مبارکا باشدا آقا …
تیر ۱۰م, ۱۳۹۰ در ۷:۰۹ ب.ظ
به پسری با خرقه ائی بلند:
پسر جان! «دست روزگار» ممکنه واقعیت داشته باشه(اونم نه سه بار!) اما قطعآ اضافه تشبیهی نیست بلکه اضافه استعاری است!
چط ط ط ط ط ط ط وری بهروان؟