حساب و کتاب
-”…ببخشین! گفته بودن پرونده تو کدوم دست باشه تو اصل قضیه توفیر داره!من می تونم تو دست راستم بگیرم؟*”
“الان شمابا هرکدوم که می خواین بگیرینش !وقتش که برسه بهتون می گن ! ”
-”چشم! ”
پرونده تودست ، منتظرموندم تا نوبتم برسه!
***
“آقای سودایی! ”
-”بله!..بله!جناب !بنده هستم ! ”
رفتم تو اتاق.یه میز بزرگ یه گوشه بود .اونی که صدام کرده بود پشت میز نشسته بود !
“بده پرونده تو! ”
پرونده رو دادم بهش،بدون اعتنا به برگه های اول رفت سراغ برگ آخر!
“ناقصه! ”
انتظار نداشتم اینو بشنوم.
-”اشتباه می کنین جناب !دوباره ملاحظه بفرمایین!اینهمه گزارش کار!توصیه نومچه!…از حد معمول خیلی بیشتره! ”
“دیدم جانم!همه شو دیدم!…شما اینا روبخون! ”
بادست به تابلوی پشت سرش اشاره کرد و گفت : “شما خیلی کارا کردی!ولی ما همین چندقلمی که اینجانوشته رومی خوایم!نه بیشتر ! ”
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*:اصحاب الیمین

اسفند ۱۶م, ۱۳۸۸ در ۸:۰۲ ق.ظ
سلام![[سوت] [سوت]](http://www.behravanrad.com/smilies/yahoo_whistling.gif)
آخ جوون پس من دیگه خیالم راحت باشه باقی پرونده رو امحاء می کنن و دیگه یمین و یساری در کار نیست !!! ها ؟!!!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاسخ:
سلام!
باقی رو امحاء می کنن، منتها بابت همونایی که می مونه آدمو می کشن به اخیه!!!
اسفند ۱۶م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۳ ق.ظ
خب بابا یخده سبک تر میکرد سابقه اشو! اینجا هم هر وقت نمیخوان کسی رو استخدام کنن و بهانه دیگه ای ندارن میگن: Overqualified هستی؛ یعنی صلاحیتت بیشتره! هرچی هم قسم و آیه بخوری که ما خاک پای شماییم فایده ای نداره!
به میر X: خیلیم خوشحال نباش؛ آدمایی که چشمشون شوره(همونطوری که در اول متن هم اومده!) فرق چندانی نمیکنه بگیرن کدوم دستشون جانم!!!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاسخ:
پس ظاهرآصلاحیت کمتر باشه ، زندگی و مرگ راحت تره!!!
حق دفاع از اتهام وارده ، برای متهم محفوظ است!!!
اسفند ۱۶م, ۱۳۸۸ در ۱:۰۳ ب.ظ
ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام
باز که سروکله این سودایی پیدا شد که؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ واسش عبرت نشد ؟؟؟؟
میگم تو پرونده چی ناقص بود؟ نگــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــار خونه توش بود یا نه//////////////////؟؟؟؟؟؟

یه اصطلاحی هست می گن فلانی یا فلان موضوع تا آخر عمر دست از سر آدم برنمی داره، حالا این سودایی بعد از آخر عمر(!) هم دست از سر آدم برنمی داره!!!
، من این همه فحش می دادم بهشون بنده خدا ها رو!!! 
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاسخ:
سلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام!
نگارخونه اگه بود که همون اول مینداختنم بیرون!!! خودمونیم این نگارخونه هم جایی بدی نبودا
اسفند ۱۶م, ۱۳۸۸ در ۳:۰۳ ب.ظ
سلام. حال شما چطوره؟
خدا رحم کنه والا!! پرونده من که سیاهه!! سیاه!!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاسخ:
سلام! ممنون!
نترسین! زیادم سخت نمی گیرن! آدمای خوبین!!!
اسفند ۱۶م, ۱۳۸۸ در ۵:۲۶ ب.ظ
به خاله جان !:
چشم من شوره خاله جان !؟!!!
من چشم عسلی ؟!!!
حالا درسته که چشم دیدن خیلی چیزا رو ندارم و دچار کم بینی هستم ولی خداییش چشمم شور نیست … !!! کور شم و از این کور سویی که دوتا چشمم دارند بیفتم اگه دروغ می گم …!!! بترکه چشم حسودت به خدا هزار بار …!!!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاسخ:
محل نصب پاسخ خاله جان میر !
اسفند ۱۶م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۰۳ ب.ظ
عرض کنم که لینک خانوم فرجامی رو خوندم. سوال اول اینکه مگه زندان بوده؟ و سوال دوم، مگه بیماره؟ لینک مربوط به آقا رضا کیانیان(روحی فداه!) رو هم دیدم و متنش رو دوباره خوندم(کتابو قبلآ خوندم) کتاب«شعبده بازیگری» یک کتاب دیگه ایشونه که بسیار کتاب خوبیه. من قبلآ آقای کیانیانو تنها از طریق هنرش میشناختم اما با خوندن این کتاب حالا به واسطه اندیشه اش میشناسمش که شناختی است به مراتب فراگیرتر. به نظرم علاوه بر سواد و دانش حرفه ای از نظر شخصیتی انسانی بسیار اندیشمند و قابل احترامه.
زمانی از واژه«اتهام» میشه استفاده کرد که جرم به ثبوت نرسیده باشه! (باید از ن گ ا ر ش در این زمینه دوباره سوال کنم) اما میر در پست قبلی خودش اعتراف کرد بنابراین مجرمیتش محرزه! هرچند که یادش رفته اعترافش و داره دبّه میکنه!
به عنوان حسن ختام، امشب از ساعت هشت تا یازده و نیم چه اسکاری تماشا بکنم من!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاسخ:
نه ، تا جایی که من می دونم نبوده ، اون قضیه فیلم گرفتنش تو زندان هم ، اگه به عنوان زندانی تو زندان بوده باشه قطعآ اجازه ی فیلمبرداری نداشته. بیماریش که آره! آخرین فیلمی که ازش دیدم مال ۵-۶ سال پیش بود:”زهر عسل” خیلی قیافه ش داغون شده بود!
قطعآ همینه که شما می گین ! کی جرات داره به آقارضا از گل نازک تر بگه!!!
آخه من فکر کردم فعلآ فقط متهمه! نگو مجرم بوده و جرمش ثابت شده!!!
سوسو می دین ؟!! منم می گم :در همین ویرانه خواهم ماند و …
اسفند ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۸:۰۳ ق.ظ
سلام. این خاصیت شبلی جانه که همه باهاش موافقن!!
منم اسکااااااااااااار می خوام شبلی!!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاسخ:
سلام!
موافقم!
یه سال تو هالیوود جون می کنن اسکار گیرشون نمیاد ، شما هنوز نرسیده اسکار می خواین؟!!!
اسفند ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۸:۳۹ ق.ظ
داغ داغ از تنور اسکار برای رویا و همه:
http://oscar.go.com/oscar-night/winners?cid=10_oscars_gridLayout_livenow
oscar.com
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاسخ:
دستتون درد نکنه!
اسفند ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۸:۴۳ ق.ظ
نکته جالب توجه اینکه خانم Kathryn Bigelow جایزه بهترین کارگردانی رو برای فیلم The hurt lockerبرد اما هیچ اشاره ای نکردن که اولین باره یک خانم برنده کارگردانی میشه. درنتیجه به صحت این قضیه که تا حالا خانمی برنده نشده شک کردم.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاسخ:
عجیبه! باید یه تحقیق میدانی صورت بدم!!!
اسفند ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۴:۵۳ ب.ظ
سلام خانم جباری .
ظاهرا ما هم به زباله دان تاریخ پیوستیم ! هیچ سراغی از ما نمی گیرید نه ؟
در پناه خدا .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاسخ:
محل نصب پاسخ سرکار خانم جباری
اسفند ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۴:۵۵ ب.ظ
و اما شما جعفر آقا !
در باب حساب و کتاب …
چو رستم بدیدش بر انگیخت اسب بیامد به کردار آذرگشسب
سر و گوش بگرفت و یالش دلیر سر از تن بکندش به کردار شیر
پر از خون سر دیو کنده ز تن بینداخت زان سو که بد انجمن
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاسخ:
ایول ا… سید!
منم “ن” می دم:
نی حدیث راهِ پر خون میکند / قصه های عشق مجنون میکند
اسفند ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۴:۵۶ ب.ظ
و ماما شما جعفر آقا !
در باب حساب و کتاب …
چو رستم بدیدش بر انگیخت اسب / بیامد به کردار آذرگشسب
سر و گوش بگرفت و یالش دلیر / سر از تن بکندش به کردار شیر
پر از خون سر دیو کنده ز تن / بینداخت زان سو که بد انجمن
اسفند ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۶:۵۹ ب.ظ
سلام

اینم مثه خرید سیم کارت ایرانسله
یه دفعه هم محض رضای خدا پیش نمیاد که آدم یه جایی مدارکش کامل باشه.همش ناقصه!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاسخ:
سلام!
منتها عاقبتش بدجوری متفاوته!!!
اسفند ۱۷م, ۱۳۸۸ در ۹:۵۷ ب.ظ
سلام.
چه خبر؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاسخ:
سلاااااام!
سلومتی!
همه جا امن و امانه!(مدل اون یارو تو رابین هود!!!)
اسفند ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۲:۰۱ ق.ظ
من اسم اخرین فیلمی که ازش دیدم یادم نیست؛ فیلم یک اسم زنانه داشت و نقش مقابلشو امین تارخ بازی میکرد و مال هفت هشت سال پیش شاید هم بیشتر بود. قبلا برات گفتم که خیلی فیلم به درد نخوری بود! اما نفهمیدم مشکلش با خانم معتمد آریا دقیقآ چیه؟ اکثر افرادی هم که برای اون لینک کامنت نوشته بودن چندان از برخورد خانم فرجامی راضی نبودن.
امسال هم قرار بود مراسم اسکار ساعت یازده و نیم تموم بشه که تا دوازده و چند دقیق طول کشید و اگه بدونی جف بریجز و سندرا بولک چقدر فک زدن! از دیدگاه سر رفتن حوصله اگه نگاه کنی دیگه چندان سوسو دادن هم محسوب نمیشه!
به آقا سید محمد حسین میرباقری:
این بهروان آقا خودش یه پا شاهنامه نویسه آقا سید! یه «نبرد رستم و بتمن» داره که خود فردوسی از خوندنش انگشت حیرت به دندان میگزه!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاسخ:
اسم اون فیلم ساغره . منم اصل مطلبی که مجله چلچراغ چاپ کرده نخوندم ، منتها بعید نیست که تیتر کردن اون جمله یه مانور ژورنالیستی باشه! پس تو فرنگیا هم پرچونه پیدامی شه!!!
هم شما لطف دارین ، هم فردوسی!
اسفند ۱۸م, ۱۳۸۸ در ۸:۱۲ ق.ظ
سلام. این آقای بهمنی همیشه حرف حساب می زنن.بیخود نیست محبوب استاد ما هستن
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاسخ:
سلام!
خداییش دیگه!
اسفند ۱۹م, ۱۳۸۸ در ۷:۴۶ ق.ظ
سلام
خبری از من نیست !!! کسی احوالمو نمی پرسه … هان ای جماعت کوفی … !!!:-
اسفند ۱۹م, ۱۳۸۸ در ۷:۵۰ ق.ظ
شانسو باش …!!! آیکان منتخب کامنت قبلی هم با من سر لج داره و راه نمیاد … !!!ای خدا ای دستت بالاتر از همه دستها برس به داد این ناتوان … !!! ( تلفیق یدا… فوق ایدیهم و تکیه کلام اصلی کارا کتر کارتون کارگاه گجت )
اسفند ۱۹م, ۱۳۸۸ در ۷:۵۶ ق.ظ
اطلاعیه – محرمانه
جسارتاً اگر حس فضولی تان تحریک نمیشود اینو نخونید فقط مخصوص جعفرخان نگاشته شده است !!!
حمل بر بی ادبی نشود ولی محض خنده یاد خاطره یکی از دوستان افتادم در حین نگارش ! کامنت بالا :![[خجالت] [خجالت]](http://www.behravanrad.com/smilies/yahoo_blush.gif)
به گفته ایشون یه بنده خدایی در جمع داشته از بدشانسی خودش داستانها می گفته و آه و ناله می کرده که آخر سر به اشتباه به جای گفتن جمله : شانس گوزوی من ( گلاب به روتون روم به دیوار ) جو گیر شده و با صدایی رسا اعلام میدارند :
شانس من گوزو !!!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاسخ:
عجب شانسی داشته بنده خدا!
اسفند ۲۲م, ۱۳۸۸ در ۱:۱۷ ب.ظ
من شرمنده ام جعفر جان !
اما را نوشتم ماما ! خداییش چه ضایع هم شد !
ببخش .
به روزم زود بیا .
شبلی شما هم بیا .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاسخ:
دشمنت شرمنده سید جان!
اسفند ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۳۹ ب.ظ
car insurance iyp home insurance xst life insurance quotes 02389 home insurance 846004
اسفند ۲۸م, ۱۳۸۸ در ۶:۲۱ ق.ظ
life insurance 8[[[ home insurance tbmmqq car insurance quotes 2030 cheap auto insurance 212
اسفند ۲۹م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۳۹ ب.ظ
cheap car insurance 561 auto insurance quotes 54189 cheap home insurance ivzjg
فروردین ۱م, ۱۳۸۹ در ۴:۵۷ ق.ظ
homeowners insurance =-]] car insurance quotes vwu cheap auto insurance 249208
فروردین ۵م, ۱۳۸۹ در ۹:۱۷ ب.ظ
cheap health insurance 8-O health insurance quotes 9414 homeowners insurance 255599 life quotes dvkff
فروردین ۲۷م, ۱۳۸۹ در ۸:۳۶ ب.ظ
life insurance 916741 florida home insurance ozbst health insurance 47162 slots 279 cheap health insurance 356324 freeslots %]
تیر ۳۱م, ۱۳۸۹ در ۱۱:۴۸ ق.ظ
edward friedman credit cardservices 8[[ dealing with credit card debt collectors etqosb how does a mortgage work? vqbh credit card rights 47495
مرداد ۵م, ۱۳۸۹ در ۸:۲۶ ق.ظ
۶۶mhz pci slot vgc-rc310g 996 black jack rules of =]] pravachol ketamine foradil paxil wctbyx styx midi iraa winning against csm in blackjack ekarxw airline ticket insurance qzg
مرداد ۱۵م, ۱۳۸۹ در ۴:۵۶ ب.ظ
explain expenses of reverse mortgage 981 free poker ebooks =-) nexium phlegm 7594 mutual security federal credit union 721326 quad band gsm treo blackjack dual kzi taking loans roth ira >
P