« سلسله مقالات در تفسیر متون و اشعار ادبیات کهن پارسی قبادی ! هان؟ چه خبر آوردی؟!! * »

یکشنبه ها

پدر استیونس در حالی آخرین ساعات روز یکشنبه رو می گذرونه که حرفای زیادی تو اون اتاقک تنگ و تاریک شنیده و حالا اون مونده و یک صلیب و یک خدا! چیزای زیادی از مردم می دونه که دیگرون نمی دونن، یکی به خیانتش اعتراف کرد و اون یکی به جنایت. اما هنوز زنگ صدای دخترکی که ازش پرسید :” پدر ! شما به کی اعتراف می کنین؟ ” توی گوششه!

۲۹ نظر براي “یکشنبه ها”

  1. محمد حسین او گفته:

    سلام جعفر خان .
    بی تعارف میگم یکی از بهترین داستانکهایی که در یک سال گذشته و بهترین داستانکی که یک ماه گذشته خوندم این داستانک شما بوده . خیلی خوشم اومد . آفرین .
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    پاسخ:
    سلام سید!
    لطف داری آقا! قابلی نداشت!

  2. ن گ ا ر ش گفته:

    همیشه این مقوله اعتراف کردن برام سوال بوده. نمی تونم برای خودم هضم کنم که کسی چنین جایگاهی رو داشته باشه.
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    پاسخ:
    موافقم ! چیز عجیبیه!

  3. شــــــــبلی گفته:

    فرض نخست اینکه:«چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند» و فرض دوم:«چون نیک بنگری همه تزویر میکنند»
    بازم گلی به گوشه جمالش این پدر استیونس که حرف دخترک یادش مونده! باید بیاد پدر پاسکوآله مونتریالو ببینه! یک کشیش پیر ایتالیاییه که نه اناث از دستش(که چه عرض کنم!) در امان هستن و نه ذکور! معمولآ کشیشها به یکی انگ خودشون اعتراف میکنن!
    کلآ به نظرم آیین مسیحیت از نظر بخشیدن گناهان خیلی لیبراله! هر فسق و فجوری که آدم دلش میخواد میکنه بعد میره اعتراف و گناهانش هم بخشیده میشه! حالا ماها اگه سهوآ یه کوزه بشکنیم و به کارمون اعتراف کنیم تازه اول بدبختیه!

    راستی، در صفحه رویا کامنتت رو درمورد همای خوندم و پک و پهلوم و نهایتآ انگشتام به حرف اومد!
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    پاسخ:
    این پدر پاسکوآله ی شما تنها نیست ، هم پیاله هاش تو آلمانم تازگیا تشتشون از بوم افتاده:
    http://www.lahzehnews.com/index.php?news=7011
    من موندم با این دینشون دیگه چرا “لامصّب” می شم!!!
    برم ببینم ، چیه ماجرا!

  4. shamim گفته:

    به نظره من اصل مطلب گفتن اون اعترافست تا شنیدنش و پدر میتونه گوشاش سنگین هم باشه چون دل و جرآت داشتن و برداشتن نقاب و گفتن یه سری چیزها و کنار گذاشتن تعصبات هست که آدم رو سبک میکنه و خیلی از مغرضانه برخورد کردنها رو از بین میبره کاش ما هم یه چنین چیزی رو واسه شخص خودمون مرسوم کنیم و بدون حب و بغض توی خلوت خودمون حق رو به حق دار بدیم و وقتی توی جمع هم حاضر شدیم به دور از منفعت طلبی این کار رو بکنیم اونوقت دنیامون میشه @};-در@};-و%%-%%-و این یکی از خصوصیات یک هنرمنده حالا اگه شما یک هنرمند مشهور ما رو با این خصوصیت میشناسید معرفی بکنید لطفاً:)]:d.

    جالب بود این متن شما چون متقارن شد با صحبت یه دوست ارمنی من امروز بعد از ظهر که منو تو فکر برده بود و بعد هم کامنتهای مطلب قبلیتون .
    این دوست من کاملاً دور از مطلبهای سیاسی و دنبال یه مطلب درسیه بچش اظهار تعجب میکردکه توی این اواخر اسقف اعظمشون خیلی روی متنهای مذهبیشون تآکید کرده بودطوری که مدارسشون دایم تکالیف در این مورد به بچه ها میدن و فردا هم مسابقه نقاشیه مذهبی برای دانش آموزان دارند.من به این موضوع توی راه تا خونه(که البته پیاده روی توی هوای بهاریه اسفند ماه عالی بود):)فکر کردم . فکر به مسابقه نقاشی یا مسابقه دینی و دینی بین آدمها…………….#-oبگذریم اومدم خونه و بالاخره با تآخیر چند روزه اومدم توی وبلاگ شما که اول فکر کردم اشتباه اومدم برگشتم که نکنه از فکر کردن زیاد به مذهب و دین و ….. دچار اوهام شدم:| که دیدم نه بابا ! دوستان ید طولایی دارند در تفسیرو تعبیر و …………………:d:d:d[مسعود]خلاصه بی خیال شدم و صدق الله و العلی و العظیم گفتم و اومدم توی این متن که دیدم همه جا تاریکه واینجا هم جناب کشیش تشریف دارند و باید اعتراف کنم که این تقارنها امشب کار دست من میده [-o<عمراً امشب نمیخوابم فکر کنم الهامی به من یاکشف و شهودی یحتمل رخ بده:dفعلاًبرم توی فتو دات کام ببینم چه خبره حتماً الهاماتی تو کار باشه;)>-)8-x
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    پاسخ:
    فکر می کنم دیدن دنیای گلستون به عمر من قد نمی ده! :d
    من یه هنرمند می شناسم که عکسای خیلی خوبی می گیرن و نقاشیای خوبی می کشن و تازگیام آموزشگاه دایر کردن!
    الان که من دارم پاسخ کامنت شما رو می نویسم ، ساعتها از زمانی که احتمال این می رفته که به شما الهامی کشف و شهودی چیزی بشه گذشته! پس لطفآما رو هم در جریان کشف و شهودتون بذارین! بعید نیست نتیجه ی کشف وشهود تو فتو دات کام ، عکسای خوبی از کار دربیاد! :)

  5. رویا گفته:

    سلام.منم مثل نگارش نازنینم برام درک اعتراف خیلی سخته !
    داستانک خیلی قشنگی بود استاد.درضمن اون ادکلن ۱۰۵۰۰۰ تومان بود! مبلغی نبود ولی من هدیه سنگین تر تا به حال ندادم!
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    پاسخ:
    سلام!
    قابلی نداشت!
    ۱۰۵۰۰۰ هزار تومان مبلغی نیست!؟! واسه نصفش سر می بُرن!!!

  6. T.J گفته:

    سلااااام.
    یه چند مدت پیش تو خبر اومده بود که واتیکان اعترافهای تلفنی یا اینترنتی را به رسمیت نمی‌شناسه! من اونجا فهمیدم که اعتراف به سبک تلفنی و اینترنتی هم بابه و ما نمدونستیم!!! اگه از خدا آدرس سایتی چیزی داری، به منم بده شاید نمازا رو بشه send کرد ! !
    :)
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    پاسخ:
    سلاااااام!
    نه بابا؟! چه با حال ! دیگه زحمت کلیسا رفتن هم کم شده !!!
    سایت خدا غربال شده ! از وقتی کاراشو داده دست بخش خصوصی ، این فرشته مرشته ها همه کارا رو سمبَل می کنن ، واسه همنیه تو اسفند بهاره ، تو فروردین برف میاد! همه چی به هم ریخته!!!
    بذار اگه تونستم یه کانالی بهش برنم خبرت می کنم!!!

  7. راحیل گفته:

    سلام
    چی بگم والا؟! دمش گرم اون کشیشی که بخواد ذره ای به گناهانش فکر کنه.اصولا کسی که شنـونده ی گناهه بخـشنده هم هست.پس ما میریم سراغ کسی که تنها بخشنده ست [-o<
    t.j جان هم خوب گفته ها،آدرسی چیزی هست واسه اعتراف ؟! ما رومون سیاهه نمیتونیم بریم پیش کسی اعتراف کنیم [خجالت]
    :)] هم باشه خوبه.دیگه تغییر صدا میدیم دیگه [سوت]
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    پاسخ:
    سلام!
    سایت خدا غربال شده!
    علی الحساب باید به روشای قدیمی اعتماد کرد!

  8. T.J گفته:

    :)] ها شنود دارن، اعتمادی نیس!! از طریق اینترنت هم ممکنه خطراتی داشته باشه! بهترین را پیغام خصوصیه! :d
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    پاسخ:
    موافقم!!!

  9. T.J گفته:

    راه نه را .
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    پاسخ:
    اولش فکر کردم شعرنوی مینی مال نوشتی!!!

  10. شــــــــبلی گفته:

    رفتی اعتراف کنی بهروان یا اعتکاف؟!
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    پاسخ:
    رفتم اعتراف کنم ، زبونم نچرخید اشتباهی ائتلاف کردم!!!

  11. shamim گفته:

    photo.netبود نهphoto.com :-??
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    پاسخ:
    نت و کامش زیاد تعیین کننده نیست، مهم اون عکساییه که در اثر کشف و شهود گرفته می شه! خیلی وقته تو گالری نگارخونه تون کار جدیدی ندیدیما! !!

  12. دناگ گفته:

    شاید به تردید هایی که تا اون موقع کرده بود…
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    پاسخ:
    شاید!

  13. دناگ گفته:

    سلام
    خوبین؟
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    پاسخ:
    سلام!
    ممنون!
    غیبت داشتین شما!

  14. راحیل گفته:

    سلام
    این یه نوع تیکه پرونی واسه پست قبله؟ ما که نمیدونم شاید خدا هم از کلمه ای استفاده کرده که سایتشو غربال کردن.هان؟ :-??
    من ترجیح میدم گناهکار بمونم تا اینکه برم پیش کسی اعتراف کنم که خودش گناهکاره
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    پاسخ:
    سلام!
    وقتی رک گویی قانون باشه چه نیازیه به تیکه پرونی؟!!
    ترجیح منطقی ایه!

  15. T.J گفته:

    ظاهرا میگن نوروز از طرف سازمان ملل ثبت جهانی شد! اگه صحت داره مبارک باشه! :)>-
    سایتایی که این خبرو میشد توشون پیدا کرد هم مثه سایت خدا غربال شدن ! ! !

    حالا این فرشته مرشته ها جای ماهای سالو عوض نکنن خوبه! مثلا مهر به جا فروردین!;))
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    پاسخ:
    مبارک شمام باشه! :)
    وقتی خدا در امون نباشه ، بنده هاش که جای خود دارن!!!
    نههه! هر کاری می خوان بکنن ، همین یه کارو نکنن!!!

  16. shamim گفته:

    وااااااااااااااااااای بابا شرمنده میکنید[خجالت]اینجوریام نیست. راستی نگارخونه چرا بخش نظراتش فعال نیست هنوز. البته ۲ روزه سر نزدم. چشم کار میذارم شایدم الان:)
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    پاسخ:
    دشمنتون شرمنده! واقعیتو نوشتم!
    نمی دونم چشه! گفتم شاید سیاست سایتشون تغییر کرده!
    تا لحظه ی اکنون که کار جدید نذاشتین! :)

  17. شــــــــبلی گفته:

    به شا[مسعود]

    روز مهندس رو به شما و همه مهندسین ارجمند که به واسطه برخورداری از هوش ریاضی همیشه محسود اینجانب بوده اند تبریک میگم مهندس جان!

    پاسکوآله هم بالاخره زیر دست رده های بالاتر تربیت شده دیگه! خدا به راه راست هدایتشون کنه همه پدران روحانی فاسق رو!
    http://www.rickross.com/reference/clergy/clergy73.html

    فیلم بسیار زیبایی هست محصول ۱۹۹۵ به اسم«کشیش» که دیدنش رو قویآ توصیه میکنم.
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    پاسخ:
    آمین!
    لینک متن فرنگی می ذارین، فکر مام باشین که دیلماج لازم می شیم! هرچند دیلماج داریم، خوبشم داریم!!!
    خداییش تست بیماری روانی رو قطعآ لازم دارن!
    ببینم گیر میارم ببینمش!

  18. دناگ گفته:

    عذر تقصیر
    ابر و باد و مه و خورشید و مخابرات و امنیت و همه چی مصرانه دست بدست هم داده بودن و دامن زدن به آشفتگی روزمره ما و مسبب غیبت کبری مون شدن
    الانم درین قهوه نت گناه آلود که مملوئه از خس و خاشاک که به تعمد پیکرهاشون رو به باتومهای مظلوم میکوبوندن، دارم قاچاقی ازین عرصه معصیت و نفاق و کفرآوری و اطلاعات استفاده میکنم:| اومدنی یادم رفت غسل کنم
    مشکل نتم برطرف بشه میام مطالب گذشتتونو میخونم حتما
    پایدار باشی
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    پاسخ:
    خدا همه ی مسببین رو به راه راست هدایت کنه!
    با این توصیفات، عجب مکان مخوفیه!!!
    ان شاالله که بر طرف می شه!

  19. شــــــــبلی گفته:

    خبراتو دارم که دیلماج خوب داری بچگکم!

    آقا رفتم موزه ورشکستم و برگشتم! اما چیزای خوبی خریدم. یک مجسمه خریدم از چوب به شکل مچ دست که انگشتها و تک تک بندهای انگشتش رو میشه حرکت داد و وضعیت قرار گرفتنشون رو عوض کرد. یک ساعت شنی پایه دار خیلی قشنگ هم گرفتم، به اضافه یک سه پایه بسیار ظریف دوربین. برای خالی نبودن عریضه، بالاجبار و برخلاف خواسته باطنی(!) یک جفت گوشواره کار دست هم برای«آینه…» خریدم که الهی امیدوارم… به عروسی خودم گوشش کنه!
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    پاسخ:
    “بچگک” یه چیزیه تو مایه های سنگک؟!!!
    این مجسمه و ساعت و سه پایه حیف نیست می خواین کادو بدین؟!! چار تا کتاب که قابل این حرفا رو نداره!!!
    “آینه …” که قرار نیست بیاد قاطی مهمونا، تو آشپزخونه هم که گوشواره به کارش نمیاد! یه دمپایی ای دستکش ظرف شویی ای چیزی براش می خریدین بیشتر به دردش می خورد!!! :D

  20. محمد حسین او گفته:

    سلام .
    نمی آی این طرف ها ؟

    [سوت]
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    پاسخ:
    سلام!
    چرا میام!

  21. x گفته:

    سلام
    خدا رو شکر با وجود این همه دانشمند [سوت] دیگه مشکلی در طرح سوألت در مجلس پیش نمی آید . و تکلیف از من نادان ساقط شد با این اوصاف …
    حالا کشف و جدا سازی دانشمنده خودش سوألی و فرآیندی پیش رو و به مراتب سخت تر است چرا که هر آن ممکن است بین علما اختلاف پیش بیاد ولی خودم بنا به رانت فامیلی و بهره مندی از مزایای بعدی به شخصه خاله جان ! را برای پاسخگویی پیشنهاد می نمایم .
    هرچند این قضیه سالها پیش هم با عنوان توبه فرمایان خود چرا توبه کمتر می کنند مطرح لیک بدلیل جبر سیاسی و امنیتی پاسخی واضح و مستدل تا کنون اراده نشده است … اینطور نیست ؟ ها !!!
    بدرود
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    پاسخ:
    سلام!
    آقا می ترسم بلایی که سر مانا نیستانی اومد سر منم بیاد، وگرنه می نوشتم :نمنه؟!!خداییش نثر این کامنت شما کم از تاریخ بیهقی و امثالهم نمیاره!
    وقتی شیخنا و خاله جان شما “هرچی بیشتر خوندن کمتر فهمیدن” از من چه توقعی هست؟!!
    ولی در کل این توبه فرمایانی که خودشون کمتر توبه می کنن هم اشارتی بس به جا بود مرا و جمله مسلمانان را!!! … همینطوره! هـــا!!!
    فی امان الله!

  22. رویا گفته:

    سلام. من شهید نشدم!:d
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    پاسخ:
    سلام!
    پس سعادتش نصیبتون نشده!!!

  23. شــــــــبلی گفته:

    بیشتر تو مایه های «چنگک» و ایناس!

    یه بخش از علت فرستادن اینا احساس گناهیه که دارم و تو میدونی و من! همه کتابا رو خوندم و تا حالا چند بار هم رفتم کتابخونه اما هرکاری میکنم دلم راضی نمیشه کتابا رو به کتابخونه اهدا کنم!

    برای حفظ ظاهر و آبروداری سر و وضعش خوب باشه بهتره!

    رفتم «گفتمگفت» و خوندم که انگار قراره کلیساها در ایران بیش از پیش مورد استفاده قرار بگیره. در اینصورت میشه به پدر استیونس پیشنهاد کرد که بیاد ایران اعتراف کنه!
    به نظرم برخورد خوبی نداشت نویسنده چون از همون اول بنا رو بر جهل خواننده گذاشته بود و دانش خودش. خیلی جلوی خودمو گرفتم که کامنت نذارم و ازش انتقاد نکنم!

    کامنت میر X رو هم هرچی بیشتر خوندم کمتر فهمیدم!
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    پاسخ:
    تو مایه های “دشتی ” هم باشه خوبه!!!
    بی خیال! این همه خرج کردین که کتابا رو بدین به کتابخونه؟!! بزرگون گفتن کتابی که به خونه رواست ، به مسجد حرومه! کتابخونه که دیگه از مسجد حرومتره!!!
    واقعآ این توجه شما به آینه ها قابل قدردانیه!!!
    این مدل رفتاری این روزا بین اکثر صاحب “تریبون” ها مرسومه!
    باید بگیم خود میر بیاد یه شرحی بر کامنتش بنویسه!

  24. شــــــــبلی گفته:

    اونم کتابخونه نیما که به لانه زنبور مانند است! از پنج نفر عضو هیئت مدیره دو نفر خبرچین های دون پایه ساواک سابق هستن، یکنفر «جهان وطن»، یک نفر فمینیست مخرب اعصاب و نفر آخر من که خودم هم هنوز نفهمیدم کدوم طرفیم!!! از اونجا که هر کس یک حق رآی بیشتر نداره در اکثر موارد تصمیم گیری در اقلیت هستم اما به دلیل پونزده سال سابقه کار در کتابخونه به نوعی حق وتو دارم! و همین باعث شده مثل خاری باشم به چشم دوستان! یه چند سالی هم هست که خودم تک و تنها رفتم دنبال مجوز و کتابخونه رو به عنوان«بنیاد فرهنگی نیما» به ثبت رسوندم. اونوقت آقایون اولین طرحی که داشتن این بود که برای کسب درآمد در کتابخونه مشروب بفروشن! تازه بدون مجوز! حساب کن، فروش غیر قانونی مشروب در یک «بنیاد فرهنگی»! که البته تیرشون به سنگ خورد چون توی جلسه گفتم اگر چنین کاری بکنین خودم اولین کسی هستم که گوشی تلفنو ورمیدارم و به مسئولین خبر میدم! مدتی کشمکش داشتیم و بالاخره پیروز شدم!
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    پاسخ:
    عجب مجمع العجایبیه پس!!! بنده خدا ها فکرشون اقتصادی بوده، دیدن از کتاب که پول درنمیاد بلکه از “نجسی” بشه پول درآورد!
    هرچند هدفتون خیر بوده ولی خبر چینی کار نکوهش شده ایه!!!

  25. شــــــــبلی گفته:

    بهروان! بهروان!
    پرشن هاب «نیش زنبور» و گذاشته! میرم ببینم. راستی،«رکب زنی» یعنی چی؟
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    پاسخ:
    بله!؟ بله؟!
    آره منم دیروز دیدم تو بقالیا هم اوردنش! هنوز نگرفتم ببینم! رکب زنی همونطور که میر هم قبل من نوشته ، معنی یه دستی زدن می ده، و همچنین رکب خوردن هم همون “رو دست خوردن” ه ! البته اینجانب در فیلم ماندگاری از استاد “ایرج قادری”! به “عین الرای” (!) دیدم و شنیدم که تو دعوابه چیزی شبیه “کف گرگی” هم رکب زدن می گفتن! بعید نیست که در اصل یه حرکت فیزیکی باشه!

  26. x گفته:

    هیچکی منو نمی خواد بفهمه !!!:((

    رکب زدن = یکدستی زدن
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    پاسخ:
    همه سعی می کنن بفهمن ، منتها کار سختیه!!!

  27. شــــــــبلی گفته:

    خبرچینی فقط «تهدید» بود که حساب کار خودشونو بکنن!

    همچین مالی هم نبود؛ به جز نیم ساعت اول بقیه اش به نظرم کش و قوس الکی دادن بود. البته طبق معمول بازی کیانیان شاخص بود.
    ممنون از خودت و میر برای رکب زنی!!!:d

    به میر X:
    آخه از بس که سهل و ممتنعی جانم!
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    پاسخ:
    منم خونده بودم که فیلم شاخصی نیست ، ولی به هرحال باید دیدش!!!
    قابلی نداشت!

  28. x گفته:

    به خاله جان ! :
    همینه که می گن ” پیچیدگی در سادگی است !!! “/:)
    چرا سخته ؟ جعفرخان ! تور خدا بگو مشکل از کجاست ؟
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    پاسخ:
    مشکل از گیرنده های منه!!!

  29. x گفته:

    سلام
    نمنه ؟!!!;)

نظر بدهيد

نام      

ايميل    

وب سايت

:) :( :d [خجالت] :(( [سرخوش] :x 8-| /:) :o :-? [سوت] :-w ;) [-( [مسعود] more »