سلام رِئیس!
حواسم هس که وقت بی کاریم سایه تون سنگین تر از ایناست که کاغد ما رو بخونین چه برسه به الان که تیغه ی یکی از اون دسته سفید زنجونیاتون گرفته به بال سیمرغ! همون سیمرغی که خودتون تو “دنیای تصویر” تیترش کرده بودین که محاله قفس داشته باشه!
ولی این دل لامصب رضا نشد حالا که عروسی اومده تو کوچه  شما مثل آقا دوایی  یه کنجی بیشینم و سوت و کفی که واسه تون می زنن و می کشنو نیگا کنم و جیک نزنم، و الّا ارادت ما به شما که پیغوم و پسغوم نمی خواد!ما اگه بیشتر از آقا طوسی خاطر شما رو نخوایم کمترم نمی خوایم!
از شما چه پنهوم دیدن فیلم شما تو جشنواره به ما وصال نداد ولی از همون روز اولی که خوندیم مرتکب جرم شدین پِی جور خبراتون بودیم و وقتی شنفتیم قراره فیلمو دوبله کنین و آقا جلیلوند و رفقا تو فیلمتون حرف بزنن کلی سرکیف اومدیم!
اصلش سیمرغ واسه شمایی که برگ اول سِجل سینمایی کمه و سیمرغ و جشنواره از شماهاست که آبرو می گیره ، ولی بازم گلی به گوشه جمال اینا که بعد ۲۸ سال عقل کردن و “ جرم” شما رو پسندیدن!
*:اشاره به جمله ای در فیلم رضا موتوری

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.