گفتن ونوشتن از «شهید سید مرتضی آوینی» حتی برای اونایی که باهاش دمخور بودن کار سختیه ،چه برسه به کسی مثل من که فقط از طریق آثارش امکان شناختنش رو داشتم ، تازه اون هم در حد فهم و درک خودم. کار وقتی سخت تر می شه که نوشته ات داعیه ی معرفی داشته باشه.
معرفی شهیدآوینی از یک منظر دیگه هم کار سختیه ، چون اول باید ذهنیت ایجاد شده در ذهن بعضی از مخاطبینت رو تغییر بدی .
شهید آوینی برای خیلیا دافعه زیاد داره ، کسایی که با دیدن تصاویر روایت فتح و یاد آوری جنگ و جبهه ابروهاشون تو هم می ره ، یا اونایی که با طرز تفکرش مخالفن ، یا یه عده که اصلاً نسبت به ظاهرش آلرژی دارن و هرچیزی که به کلمه ی«شهید» چسبیده باشه برنمی تابن!
با نگاهی به آثارش می شه فهمید شهید آوینی علاوه بر مستندساز بودن ، یک نویسنده و متفکر و نظریه پرداز در حوزه های فلسفی و اجتماعی ، فرهنگی و هنری و… بوده،حالا اتفاق بدی نمیوفته اگه “سید” و “شهید” رو برای مدتی از اسمش حذف کنیم و تنها با “مرتضی آوینی” کار داشته باشیم، اونوقت خیلی راحت تر می شه به سراغ آثارش رفت و قضاوتمون منصفانه و واقعی تر می شه.خیلی راحت تر می شه ببینیم “مرتضی آوینی” به عنوان یک منتقدومدرس سینما و یک مستند ساز در مورد سینما چی می گه ، یا در جایگاه یک صاحب نظر، نگاهش به گرافیک و نقاشی معاصر چه جوریه ، نظرش در موردتقابل سنت و مدرنیته وهویت ایرانی اسلامی چیه ویا نگاهش به ادبیات معاصر از چه منظریه.
به نظرم آوینی مثال خوبیه از اون دریاهایی که مولانا می گه “ به قدر تشنگی باید چشید”، زیاد نیستن آدمای معاصری که در زمینه های مختلف ، صاحب نظر و اندیشه ان ،و بدون شک، آوینی یکی از اوناست. پیشنهاد می کنم اگر فرصتی دست داد، یه نگاهی به مجموعه آثارش بندازین.

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.